
اگه شبها موقع خوابوندن بچهها دنبال یه قصهی خوب و دلنشین میگردی که هم سرگرمکننده باشه و هم کمکش کنه آروم بگیره و راحت بخوابه، اومدی جای درست! قصهی قبل از خواب فقط یه رسم خستهکننده نیست، یه لحظهی جادوییه که بچهها عاشقش هستن و منتظرش میمونن.
خیلی از روانشناسان هم تأکید میکنن که خوندن قصه قبل از خواب، هم رابطهی عاطفی والد و کودک رو قویتر میکنه و هم کمک میکنه بچه یه روتین خواب سالم داشته باشه.
توصیه میکنیم که از صفحه قصه های کودکانه صوتی رایگان بازدید کنید و این کتابها رو قبل از خواب برای کودکتون پخش کنید.
توی این مطلب ۱۴ تا از قشنگترین قصههای انتشارات نردبان رو برات معرفی میکنیم؛ قصههایی که هرکدوم یه حس و حال خاص خودشون رو دارن، از قصههای آرامشبخش گرفته تا قصههایی که به بچهها کمک میکنن با ترسها و نگرانیهای کوچیکشون کنار بیان. با هم این قصهها رو مرور میکنیم تا برای امشب بهترین قصه رو انتخاب کنی.
پیشی کوچولو نترس! نترس!
ترس از تاریکی یکی از رایجترین ترسهای بچههاست و این قصه دقیقاً همین موضوع رو با یه لحن گرم و صمیمی روایت میکنه. ریحانه و پیشی کوچولوش توی اتاق گیر افتادن و باید به کمک بچهها از دست یه گرگ فرار کنن. تعاملی بودن این قصه باعث میشه بچه حس کنه خودش داره توی ماجرا نقش داره، و همین حس همراهی، ترس از تاریکی رو کمرنگتر میکنه. وقتی بچه میبینه یکی مثل ریحانه هم ترسیده ولی بازم میتونه شجاع باشه و از پس گرگ بلا بربیاد، خودش هم دلگرم میشه که میتونه با ترسهاش کنار بیاد.
قصهی خوب، مفید، خوشمزه (سموئل ترسوزوروس)
سموئل یه دایناسور کوچولوئه که از همهچی میترسه؛ از عنکبوت، از صداهای عجیب، از سایههای شب و حتی از تنها موندن. این قصه بخشی از مجموعهی احساسات دایناسوریست که خیلی قشنگ به بچهها یاد میده ترسیدن یه احساس عادیه و میشه یاد گرفت باهاش کنار اومد. لحن بامزه و صمیمی این قصه باعث میشه بچهها بارها و بارها بخوان بخونیدش براشون.
مهتاب کوچولو
شب شده، ماه توی آسمون میدرخشه، ولی مهتاب کوچولو اصلاً دلش نمیخواد بخوابه. هر کاری مامانش میکنه بیفایدهست، چون مهتاب یه رازی داره که حتی دوست نداره با مامانش هم در میونش بذاره. این قصه با یه فضای رازآلود و در عین حال گرم، بچهها رو کنجکاو نگه میداره تا آخر و همین کنجکاوی، بهترین بهونه برای موندن توی رختخواب و گوش دادن تا آخر قصهست. تصویرسازیهای آروم و رنگهای ملایم این کتاب هم کمک میکنه فضای کلی قصه، حس شب و خواب رو بیشتر به بچه منتقل کنه.
کتاب شعر کودکانه
گاهی بهترین قصه، یه شعر آرومه. خیلی از والدین از شعرهای کودکانه بهجای لالایی استفاده میکنن، چون ریتم ملایم و کلمات سادهشون کمک میکنه ذهن بچه آروم بگیره و اضطراب روزش کنار بره. این مجموعه شعر با زبونی شیرین و موزون، یه لحظهی خاص و پر از آرامش بین والد و کودک میسازه که هردوشون دلشون براش تنگ میشه. برای بچههای خیلی کوچیک که هنوز حوصلهی یه قصهی کامل رو ندارن، همین چند بیت شعر کافیه تا فضای آروم قبل از خواب شکل بگیره.
قصهی لاکپشت و مرغابیها
قصهی لاکپشته که یه اتفاق باعث میشه شکل و شمایلش عوض بشه و کلی نگرانش کنه، تا اینکه دوستهاش پیداش میکنن و کمکش میکنن. این قصه با یه لحن دوستانه، انگار مستقیم داره با بچه حرف میزنه و ازش میپرسه «میخوای قصه رو برات تعریف کنم؟» همین صمیمیت باعث میشه بچه حس کنه خودش هم توی قصهگفتن نقش داره، و شاید حتی دوست داشته باشه بعضی قسمتهاش رو خودش با صدای بلند برای شما بخونه.
قصهی موش کوچولو سوار کشتی میشود
موش کوچولو آشپز کشتیه و از تکونهای کشتی حسابی ترسیده، اونقدر که با داد و فریادش ناخدا رو عصبانی کرده. این قصه که الهامگرفته از یکی از حکایتهای گلستان سعدیه، هم یه ماجراجویی قشنگ داره و هم یه پیام ساده دربارهی شجاعت و آرامش، که برای قصهی قبل از خواب انتخاب فوقالعادهایه. فضای دریایی و ماجراجویانهی این قصه، برای بچههایی که عاشق هیجان و سفر و کشتی هستن، یه انتخاب محبوبه که تا آخرش با ذوق گوش میدن.
نینی
اومدن یه خواهر یا برادر کوچولوی جدید به خونه، یکی از بزرگترین اتفاقهای زندگی هر بچهایه. توی این قصه، بچه با ذوق فراوون توپ و اسباببازیهاش رو آورده تا به نینی جدید نشون بده و باهاش بازی کنه، ولی نینی فقط گریه میکنه! این قصه با شوخطبعی و گرمای خاصی این تجربهی آشنا رو روایت میکنه و میتونه کمک کنه بچهها این تغییر بزرگ رو بهتر بپذیرن. حس حسادت و کنجکاوی توأمانی که بچهی داستان نسبت به نینی داره، دقیقاً همون چیزیه که خیلی از بچهها موقع اومدن یه خواهر یا برادر جدید تجربه میکنن، برای همین راحت باهاش ارتباط برقرار میکنن.
ارنی بزرگه
هنری کوچولو به گربهاش ارنی بزرگه خبر میده که قراره خونهشون عوض بشه و ارنی اصلاً از این خبر خوشش نمیاد. اما کمکم میفهمه که محلهی جدید پر از چیزهای جالب و دیدنیه. این قصه برای بچههایی که نگران تغییر و جابهجایی هستن، یه پیام دلگرمکننده داره: چیزهای جدید همیشه ترسناک نیستن، گاهی خیلی هم قشنگن. اگه خانوادهتون بهتازگی اسبابکشی کرده یا قراره بکنه، این قصه میتونه یه ابزار خیلی خوب باشه تا با بچه دربارهی این تغییر حرف بزنید بدون اینکه نگرانیهاش رو نادیده بگیرید.
تر و تمیز و مرتب، البته گاهی وقتها!
قصهی خانوادهی خرسی که کارهاشون سرشون ریخته، خصوصاً وقتی خواهرخرسی مریض میشه و مامانخرسی باید همهچی رو با هم مدیریت کنه. این قصه با لحن گرم و صمیمی خودش، یاد میده که نظم و ترتیب همیشه هم آسون نیست ولی میشه با کمک هم از پسش براومد؛ یه پیام قشنگ برای پایان یه روز شلوغ، قبل از رفتن به خواب.
فرانکلین حوصله ندارد
بعضی روزها همهچی از دنده چپ شروع میشه؛ هوا ابری و گرفتهست، حال و حوصله هم نیست. فرانکلین لاکپشت کوچولو دقیقاً همین حس رو داره و اصلاً نمیدونه چرا اینقدر اعصابش خرده، تا اینکه باباش باهاش حرف میزنه و میفهمه دلیلش دلتنگی برای دوست صمیمیشه که رفته. این قصه خیلی قشنگ به بچهها یاد میده که ناراحت بودن بدون دلیل مشخص هم طبیعیه و میشه با حرف زدن، سبکش کرد؛ یه پایان آروم برای یه روز پرفراز و نشیب. این قصه از مجموعهی محبوب فرانکلینه که بچهها با شخصیتهای اون آشنایی دارن و همین آشنایی، ارتباط گرفتن با ماجراهای جدیدش رو راحتتر میکنه.
از همه چیز بدم میآید!
هر بچهای گاهی حس میکنه از همهچی بدش میاد، مخصوصاً وقتی چیزی که میخواد جور نمیشه یا اتفاقی که منتظرشه نمیافته. این قصه با متن ساده و تصاویر بامزهش، چند تا راه واقعی و کاربردی به بچهها یاد میده که چطور با این حس کنار بیان، عصبانیتشون رو کنترل کنن و دوباره حال بهتری پیدا کنن. یه انتخاب عالی برای شبهایی که بچه با یه دل پر میره زیر پتو و نیاز داره خالی بشه. خوندن این قصه قبل از خواب باعث میشه بچه بهجای اینکه با حس بد بخوابه، یاد بگیره چطور احساساتش رو بشناسه و باهاشون کنار بیاد، و همین یعنی یه خواب آرومتر برای فرداشب.
دستهایت را بشوی
شازده کوچولوی این قصه اصلاً دلش نمیخواد دستهاش رو بشوره؛ اون فکر میکنه کثیف بودن دست خیلی هم بامزهست! ولی وقتی از وجود میکروب و کثیفی خبردار میشه، نظرش کاملاً عوض میشه. این قصه با طنز و زبان سادهش، هم بچه رو میخندونه و هم بدون نصیحت مستقیم، یه عادت مهم بهداشتی رو جا میندازه؛ دقیقاً همون چیزی که برای قصهی قبل از مسواکزدن و خواب لازمه. خیلی از والدین از این جور قصهها بهجای تذکر مستقیم استفاده میکنن، چون بچه از دل قصه خودش به نتیجه میرسه، نه از یه دستور خشک و مستقیم.
اژدها کوچولو پرحرفی نکن!
اژدها کوچولوی این قصه با پدر و مادرش زندگی میکنه و دوستای خوبی هم داره، ولی مشکلش اینه که اونقدر حرف میزنه که اصلاً وقت نمیکنه به حرف بقیه گوش بده. یه روز صداش میگیره و دیگه نمیتونه حرف بزنه، درست همونجاست که میفهمه گوش دادن چه حس خوبی داره. این قصه از مجموعهی محبوب اژدها کوچولوئه و با یه لحن بامزه و صمیمی، مهارت گوش دادن رو به بچهها یاد میده؛ مهارتی که برای قصهگفتن شبانه هم بهکار میاد!
اگر دوستش نداشته باشم چی؟
نگرانی از اینکه شاید یه چیز جدید یا یه آدم جدید رو دوست نداشته باشیم، یکی از دغدغههای ذهنی بچههاست، مخصوصاً شبها که ذهنشون بیشتر فرصت فکر کردن داره. این قصه با یه لحن دلنشین به بچهها کمک میکنه با این جور نگرانیها کنار بیان و یاد بگیرن که همهچیز همیشه از اول قرار نیست دوستداشتنی باشه، بلکه با گذشت زمان میشه باهاش خو گرفت. یه قصهی آرامشبخش برای پایان دادن به نگرانیهای کوچیک قبل از خواب، مخصوصاً برای بچههایی که تازه قراره وارد یه محیط جدید بشن، مثل مهد یا مدرسه یا حتی آشنایی با یه عضو جدید توی خانواده.

